Payam,e Nur
برخورد اندیشه

مطالب پیام نور تنها بمنظور اندیشیدن و زدودن ناهنجاری های جامعه
------------------------------------------------------------------------------------------------
دکتر پرویز ایزدی
مطلب اين شماره را با آنچه که حضرت شوقي رباني سرپرست جامعه بهايي در سال 1936 يعني پيش از شروع جنگ بين الملل دوم بيان کرده اند شروع مي کنم تا خوانندگان عزيز به بينند که جامعه بهايي با چه هشياري و بيداري که نتيجه اينگونه پيش بينيها ميباشد، براي تحقق اين يگانگي و اتحاد ساعي و کوشاست
« وحدت نوع بشر چنانکه منظور نظر مبارک حضرت بهااﷲ، مستلزم تاسيس يک جامعه متحد جهاني ميباشد که در ظل آن تمامي ملل و نژادها و اديان و طبقات بطور کامل و براي هميشه متحد گردند و خود مختاري ممالک اعضاي آن و همچنين آزادي شخصي و ابتکارات فردي منحصرا" محفوظ ماند… مکانيسمي براي ارتباطات جهاني تعبيه خواهد شد که تمامي کره ارض را در بر خواهد گرفت، از موانع و قيود ملي آزاد خواهد بود و با سرعتي حيرت انگيز و انتظامي کامل عمل خواهد کرد. (1) رشد ايرانيان براي رسيدن به بلوغ اجتماعي
اجازه دهيد که مروري بر تاريخ معاصر خود داشته باشيم ، تا به بينيم که مردم ما در چه جايگاهي از رشد اجتماعي قرار دارند و چه تلاش هايي در اين مورد انجام دادهاند و چرا اين تلاش ها به ناکامي انجاميده و آيا اين بار نيز همانند گذشته ميرويم که در لاک خود فرو رويم و از حق و حقوق استقلال و همبستگي محروم شويم و يا آن که آنچه را که طلب مي کنيم بدست خواهيم آورد؟
بدون شک مردم ايران مخصوصا" نسل جوان با کوششي خستگي ناپذير در پي بدست آرورن حق و حقوق خويش است و در اين راه هدف او خارج شدن از دوران وابستگي و زندگاني قيم وار و پا نهادن به دوران جواني و استقلال و بالاخره تجربه کردن دوران بلوغ و همبستگي است
در اين هم نمي توان ترديد داشت که گردانندگان جامعه نيز بر اين تصور بوده و شايد هنوز هم بر اين باور باشند که نسل کنوني که در دامان خود آنها بزرگ شده است همانند کودکان، بي چون و چرا که از احکام و يا بهتر است بگوييم از فتواهاي آنان سر پيچي نخواهند کرد، ولي بر خلاف اين تصور باطل زماني که با درخواست جوانان روبرو شدند به اين اميد که مرور زمان تمام مسايل را حل خواهد کرد، با خواست نسل جوان از در بي اعتنايي مطلق در آمدند، غافل ازاين واقعيت، که نفس اين بي اعتنايي بر گرمي آتش مبارزه ميافزايد و جوانان را در راه رسيدن به حق و حقوق خويش مصممتر ميکند، کما اينکه ديديم، که هرچه گردانندگان اجتماع بر شدت قهر و غضب خويش افزودند جوانان نيز با کوشش و همتي دو چندان در احقاق حقوق خويش پا فشردند، و در اين ميان نوزادي به نام « انقلاب اينترنتي » قدم به دنياي اجتماعي نهاد، که در نوع خود بي سابقه و نظير بود
آنچه مسلم است اين نوزاد متولد شده است و ديگر به زهدان مادر بر نخواهد گشت، ولي سرنوشت اين نوزاد چگونه خواهد بود، نکته ايست که همه ما با نگراني شاهد و ناظر آن بوده، هستيم و خواهيم بود، و با جرات مي توانيم بگوييم و اطمينان داشته باشيم که « همه » را براي « هميشه » نمي توان فريب داد
آنچه در بالا آمد خاتمه مطلب دو شماره پيش بود که براي يادآوري لازم بود که نگاهي مجدد بدان داشته باشيم، تا بتوانيم با ذهني روشن و شفاف مطلب را پيگيريم
آنقلاب اينرنتي
خوانندگان عزيز تصور نکنند که بر گزيدن عنوان « انقلاب اينترنتي» از روي احساساتي خام بوده است و يا نويسنده خواسته است بميل و سليقه خود کلامي بدون پشتوانه به آنچه که در ايران عزيزمان ميگذرد نسبت دهد !!!
آنچه در خيابانهاي پايتخت و شهرستان هاي بزرگ ايران ميگذرد در حقيقت واکنش « جاهلي و زور » است در مقابل کنش « دانايي و نور» » .
زيرا به برکت اينترنت که در اختيار نسل جوان تحصيل کرده قرار گرفته است آن ها قادرند که با وارد کردن چند ضربه بر حروف کامپيوتر خود و نوشتن « حقوق بشر» دريايي از اطلاعات، يعني « دانايي » از چهار گوشه دنيا در جلوي چشمان خود داشته باشند .
اين دانايي و آگاهي « نور» ي است که راه آرمان شهر آزادي و آزادگي را بدانان مي نماياند، بهمين دليل آسيمه سر و کامپيوتر بدست به خيابان ميآيند تا حق و حقوق پايمال شده خود را باز ستانند! تا مبادا همانند پدران و مادرانشان جواني و عمر را در غار قيوميت و برده وار بسرنياورند !!!
در مقابل اين جوانان کساني قرار گرفته اند که بمدت هزارهها در « تاريکي جهالت » نگاهداشته شدهاند، و در نتيجه چشمانشان تاب تحمل روشنايي دانايي را ندارد و براي آن که نور خيره کننده دانايي چشمان به تاريکي عادت کرده آنان را نيازارد، مي خواهند مشعل از دست جوانان ما بر گيرند و چون با مقاومت روبرو ميشوند، به زور متوسل ميگردند
بعبارت ديگر نوزاد « انقلاب اينترنتي » روي به آينده دارد ولي متاسفانه گردانندگان اجتماع و پيروان آن ها در ايران روي بگذشته دارند، جوانان ما چشم به افق بدنبال بر آمدن خورشيد آزادي هستند ولي قشري گرايان که چشمشان به تاريکي هزارهاي عادتي ديرينه دارد، از ترس نگريستن به خورشيد پشت بدان ميکنند و جمعي جاهل را نيز بدنبال خود بدرون غار قشري گرايي ميبرند !!!!
جوانان در خيال خويش طرحي نو براي زندگاني فردي و گروهي خود مي کشند، ولي گردانندگان اجتماع مي خواهند که آنان را به دوران گذشته بر گردانند و با تحريف و يا واژگون ساختن تاريخ چنين وانمود کنند که آزادي و آزادگي منحصراً ساخته و پرداختنه اجنبي است و ايراني نمي تواند آزاد انديش و آزاده باشد !!!!واپس گرايان غافل از اين واقعيت هستند که با از کار انداختن اينترنت و يا ايجاد اختلال در تلفنهاي همراه و يا پارازيت انداختن بر روي برنامه هاي تلويزيوني قادر نخواهند بود که اين « انقلاب اينترنتي » را از رشد و نمو باز دارند، آن ها با فشار و تهديد و شکنجه و قتل تنها کاري که ميکنند، آن است که طول زمان رسيدن به آرمان شهر آزادي را بيشتر مي کنند، و با اين عمل دوران عذاب و دلهره خويشتن را بدست خودشان افزايش ميدهند .
روز جهاني زن، موج ديگري که در راه است
کسي نيست به اين چشم بر هم بستگان حقيقت بگويد که: چنين تصور کنيم که در جلوي غار واپس گرايي پرده سياه جهل آويزان کرديد تا نور آزادي چشمتان را نيازارد و چشم ديگران نيز با نور آشنا نگردد
با 8 مارچ روز جهاني زن که در راه است چه خواهيد کرد، روزي که بانوان جوان ما موجي از آزادي زنان را در سرتاسر دنيا بر صفحات کامپيوتر، فيس بوک و اينترنت و تلفن هاي همراه با چشم باز خواهند ديد و با گوش جان خواهند شنيد و باز بر افروخته بميدان خواهند آمد که حق پايمال شده خود را باز ستانند، آيا بازهم مي خواهيد اين حق مسلم را از آنان دريغ کنيد؟
مگر همين بانوان جواني که امروزه در خيابان هاي شهر رو در روي شما ايستادهاند، در دامان همان مادراني بزرگ نشدهاند که شما آنان را بزور بزير چادر و روسري برديد، بدين اميد که فرزندانشان فروغ خورشيد آزادي را نبينند، و در نتيجه هرگز بفکر برابر حقوقي خود نيفتنند؟
مگر شما آنان را در مدارس، دانشگاه ها و حتي در اماکن عمومي از برادرانشان جدا نکرديد؟ تا شايد با اين جدايي بتوانيد بين آن ها اختلاف بياندازيد؟ ولي به برکت « انقلاب اينترنتي » چنين نشد، و ديديد که همين بانوان جوان دوش بدوش برادران خود و با دست خالي رو در روي شما ايستادند و از هيچ خطري پرهيز نکردند و حتي رهبري انقلاب اينترنتي را بر عهده گرفتند !!!!
هم اکنون که خوانندگان عزيز اين مطلب را مي خوانند، دختران جوان ما در پاي کامپيوترهاي خود نشستهاند و باحسرت و افسوس تاريخ روز جهاني زن را مي خوانند، و ملاحظه مي کنند و مي بينند و مي خوانند که ما در ايران باستان نه تنها برابر حقوقي جنسيتي داشته ايم بلکه برابر حقوقي نژادي، ديني در نزد ما رواجي کامل داشته است، در صورتي که روز جهاني زن براي اولين بار در سال 1911 برگزار گرديد و از آن سال ببعد بود که اين روز بصورت جهاني همه ساله در 8 مارس برگزار ميگردد .
در اين روز است که دستآوردهاي زنان مورد بحث و ابراز نظر قرار ميگيرد، اطلاعات بي شماري از پيشرفت ها و يا پس رفت هاي زنان مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد، و اتفاقا" در اينچنين روزي است که باز بانوان جوان ما مي بينند که خانم هيلري کلينتون يا بقول شما اين « ضعيفه، ناقص العقل و نصف مرد » که به حق مي توانست رياست جمهور تنها ابر قدرت جهان باشد، هنوز هم در عرصه جهان بعنوان تعيين کننده خط مشي جهان نقش آفرين است، و با سخنان خود که چون سيلي تحقير بر گوش مردان کوچک و بزرگ خليج فارس و خاورميانه فرود مي آيد، باز هم نقش اول را در صحنه اجتماع جهاني بازي مي کند، در حالي که شما حتا از دست دادن به او تنها بخاطر زن بودنش خودداري مي کنيد .
ديدن همين صحنههاست که بانوان جوان ما را بخود ميآورد و بمقام و حق و حقوق خويش آگاه ميسازد، و بهمين دليل برانگيخته و ملتهب براي بدست آوردن حقوق پايمال شده خود به پا ميخيزند، و شما اطمينان داشته باشيد که تا اين حقوق را نگيرند از پاي نخواهند نشست .
در اينجاست که نظر شما را به اين نکته دقيق جلب مي کنم که فرضا" اين نسل را خاموش کرديد با نسل بعد چه خواهيد کرد!!! مگر نشنيدهايد و يا نديدهايد و يا نخواندهايد که: « هر چيز را مي توان مقابله کرد مگر جبر زمان را .»
گيرم کشتي نيمه شکسته خود را از اين موج بسلامت بدر برديد با موج ديگري که به نام سنت هاي ايراني بمدت هزاره ها بر کشتي شما وارد شده و ميشود و خواهد شد چه خواهيد کرد؟
موج چهارشنبه سوري
سنتي که شما از روز اول با آن سر جنگ داشته و داريد و هرگز نتوانسته ايد آن را دفع کنيد .
شما حتي چراغاني کردن در چهارشنبه سوري را در اصطلاح خودتان حرام اعلان کردهايد و در همين چند دهه گذشته با لحني و واژههايي که سزاوار تکرار نيست از آن ياد نموديد و به پدران و اجداد مان توهين کرديد، اما مردم هشدار دل ايران در مقابله با تمام سختگيري هاي شما شعله هاي آتش چهار شنبه سوري را پر حرارت تر از گذشته شعله ور نگهداشته و خواهند داشت .
شما با اين آتش سوزنده چه خواهيد کرد؟ با مردمي که با اين پاسداري از سنت باستاني خود بمقابله با شما بر خواهند خواست چه بر خوردي خواهيد داشت؟
از موج نوروز چگونه خواهيد گذشت؟
با پشت سر گذاشتن چهار شنبه سوري موج بنيان کن ديگري از سنت هاي باستاني ما فرا ميرسد يعني نوروز که اين ديگر به نام روز جهاني ايران و ايراني در سازمان ملل متحد به ثبت رسيده است، چه خواهيد کرد؟
از اين گرداب و موج هم اگر رها شويد گرفتار موج سيزده بدر خواهيد شد با آن موج چه بر خوردي خواهيد داشت؟
گيرم تمام اين سنت ها را با تهديد، زور، شکنجه و قتل پشت سر گذاشتيد، آيا فکر نمي کنيد که سال ديگر ميآيد و روز از نو ميشود و روزگار نوي ديگر فرا ميرسد .
اين را بدانيد که شما تا آزادي کامل جوانان ما از چنگال قشري گرايي مجبور به اعمال زور خواهيد بود تا عاقبت مطابق گفته خودتان « الملک يبقي من الکفر، لا يبقي من الظلم» « ملک با کفر باقي ميماند اما با ظلم باقي نخواهد ماند.» عزم رفتن نماييد.» 2) )
اين را بپذيريد که ملت ايران ريشه در تاريخ دارد
يک نگاه ولو سطحي به مصر، ليبي و مراکش در قاره افريقا و يا اردن، سوريه، لبنان و سواحل خليج فارس، اين واقعيت زشت را در مقابل چشمانمان ميگشايدکه کشور هاي ديگر در مقابل شما چنان مغلوب شدند که نه تنها سنت هاي خود را از دست دادند بلکه نژاد و زبان و فرهنگ خود را نيز بدست فراموشي سپردند !!!
اما در ايران نه تنها چنين نشد بلکه ايراني سنت و فرهنگ خود را حفظ کرد، و هرگز تسليم شما نشد و نخواهد شد .
کاخ مستحکم زبان ما بعنوان کهنترين زبان جهان، زيباترين زبان جهان و بر جسته ترين زبان جهان سر بلند و استوار بر جاي باستاني خود ايستاده است، بطوري که هر ايراني مي تواند از گنجينه ادب خويش که در برگيرنده آثار فردوسي، حافظ، مولوي و سعدي و .و... مي باشند استفاده کند در صورتي که حتا دارندگان زنده ترين زبانهاي دنيا همانند انگليسي به زحمت مي توانند از آثار 400 ، 500 ساله گذشته خود براحتي استفاده کنند (3 )
به جرات و با سربلندي ميتوان گفت که ما نه تنها زبان خود را حفظ کردهايم بلکه آن را در مقابل يورش بي امان ايران ستيزان پر از ايماء و اشاره کردهايم و آنچنان گوشه هاي زيبايي از ادب ساخته ايم که تمام ادباي غرب را بخود جلب کرده و مي کند و مايه دوام آن چيزي ميشود که شما در نابودي آن موفق نشدهاند و با جرات بگويم که موفق هم نخواهيدشد .
با اين مقدمه برويم به بينيم که حقوق بشر چيست که ما در راه بدست آوردن آن تلاشي جانانه مي کنيم .
مگر ما چه مي خواهيم؟ جز آزادي
اين شعاري بود که در دست تعدادي از بانوان جوان در مغزم حک شده است و اين ماده از اعلاميه حقوق بشر را به اين بانوان شجاع و از جان گذشته و تمام آزاد زنان و آزاد مردان جهان تقديم مي کنم، باشد که مورد قبول آنان قرار گيرد .
ماده يک اعلاميه حقوق بشر مي گويد: « تمام افراد بشر آزاد به دنيا ميآيند و از لحاظ حيثيت و حقوق برابرند، همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت بيکديگر با روح برادري رفتار کنند .»
حال ملاحظه مي کنيد که با نوان ما چه مي خواهند و چرا اين نوشته را بر دست گرفتهاند؟
آن ها مي گويند: مگر نه اينکه تمام افراد بشر آزاد بدنيا مي آيند، پس چرا ما بعنوان زن ايراني از اين آزادي بيبهره و نصيب هستيم؟
مگر نه اينکه همه از لحاظ حيثيت و حقوق برابرند، پس حق برابر ما کجاست، چرا حقوق ما نصف مرد است؟ و چرا حيثيت ما در گرو نمايان شدن موي اشعه پردازمان قرار دارد؟
ما چرا در نظر شما ناقص العقل به حساب ميآييم در صورتي که همه شما در دامان ما پرورش يافتهايد؟
اين چه وجداني است که شما از آن دم ميزنيد و ما را فاقد آن ميدانيد؟
اين چه رفتار خشونت آميزي است که در قبال درخواست برابر حقوقي، با ما که مادران شما و مادران آينده هستيم انجام ميدهيد؟
و بالاخره فکر مي کنيد که تا کي و با چه ترفندي ديگر خواهيد توانست به اين روش غير عادلانه و غير انساني ادامه دهيد؟
آينده نه چندان دور جواب تمام اين سوالات را خواهند داد زيرا: با جبر زمان مقابله نتوان کرد .
نوروزتان پيروز، دلتان شاد و لبتان خندان باد
---------------------------------------------------------------------------------------------------
(1) نقل از کتاب « حال و آينده جهان» صفحه 79
(2) از خوجه نظام الملک .
(3) نقل از کتاب زبان شناسي و کارنامه زبان پارسي نوشته دکتر بهروز تابش .
تحرٌی حقیقت یعنی: دانائی ،و بدنبال آن بینائی
اظهار نظر نمائید
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هر با فضیلتی می تواند دین دار باشد ، اما هر دینداری نمی تواند با فضیلت باشد .

