Payam,e Nur
یافته های خواندنی و آموختنی
هر که نامخت از گذشت روزگار نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

هرگز در برابر ظلم تسلیم نشوید زندگی همراه با رفاه حق شماست
Iran bbb.org
طبق گزارشات اخیر، ۱۰،۰۰۰ نسخه از نشریه ای اسلامی حاوی بخشی در ضدیت با آئین بهائی بنام «پیک رهنما» در شهرهای کرمان و رفسنجان تکثیر و توزیع شد. در این نشریه، فهرستی از اصول و آموزه های آئین بهائی درج شده که در مقابل هر یک از آن اصول، جمله هائی اهانت آمیز و توهین به بهائیان و به مقدسات بهائی ثبت شده است. در این نشریه به جوانان مسلمان انظار شده که چرا به بهائیان اجازه میدهند که شجاعانه آئین خود را تبلیغ نمایند. همچنین جوانان مسلمان را برای اینکه خواندن کتب بهائی را به کتاب آسمانی خود ترجیح داده اند شدیداً سرزنش مینماید. در این بخشِ بهائی-ستیزِ نشریه اعلام شده که بهائیان نجسند، باید از آنان دوری جست، و اینکه ایرانیان (علی الخصوص جوانان مسلمان) باید تنفر خود را از بهائیان ابراز نمایند. لینک این خبر
خدا پدر بوجود آورنده اینترنت را بیامرزد و یک در دنیا و صد در آخرت به کسانی اجر جلیل عنایت فرماید که برنامه وب سایت را تدارک دیدند و در اختیار مردم دنیا قرار دادند تا هر چه دل تنگشان خواست بعنوان ، کامنت ، وبلاک و وب سایت عرضه نمایند. اما اغلب هموطنان ستیزه جو در ضدیت با بهائیان چنان می تازند که ارابه اسکندر مقدونی هم به گردشان نمی رسد . هر دروغ و افترا و تهمت و اکاذیبی که در چنته ذهن و صندوقچه تاریک مغز گنجشکی شان است بدون تعمق و تأمل بر صفحه وبلاک تک برگی خود انشاء می نمایند ، به عبارتی معتقدند: " سنگ مفت و گنجشک هم مفت " "
منیره کاظمی
پنج شنبه 5 مارس
درتاریخ ١٣ فوریه بیانیه ای منتشر شد با عنوان: « ما شرمگینیم .» : نامه ی سرگشاده گروهی از دانشگاهیان، نویسندگان، هنرمندان، روزنامه نگاران و فعالان ایرانی در سراسر جهان به جامعه بهائی ، و من خود نیز یکی از امضا کنندگان آن بیانیه میباشم . در اغاز بیانیه آمده است : یک قرن سکوت وسرکوب کافی است ! .
" با الهام گرفتن از این بیانیه حال سئوال این است : که آیا نوبت اعتراف کردن اکتورهای سیاسی سال ١٣٥٧ که حمایت و پشتیبانی خود را از زنان ایرانی دریغ داشته اند نرسیده است؟زمان آن نرسیده است که آنها خطاب به زنانی که به خیابانها آمده بودند تا در مقابل ماشین تازه راه اندازی شده سرکوب حکومت اسلامی نه بگویند و اعلام کنند
شرمگین اند؟ شرمگینند چرا که علیرغم ادعای سکولار و لائیک بودن، زنان را در مقابل اسلامیستها تنها گذاشته و به وظیفه ای که مدعی بودن آن را داشته و دارند عمل نکردند؟
مردو آ ناهید نویسنده و منتقد در بخشی از مقاله مطوٌل خودکه نقدی است بر نامه سرگشاده نویسندگان و هنرمندان و روزنامه نگاران ایرانی برون مرز، با عنوان : ما شرمگینیم ( مقاله کامل در یکی از برگ های پیام نور منعکس نمودیم ) می نویسد:
بخشی از مقاله :« در سرزمینی که مردمانش در برگزیدن تن پوش خود آزاد نیستند ، در کشوری که زنانش را برای تصٌرف به مردان می فروشند یا به اجاره می دهند. در جامعه ای که مردان دختران و زنان خود را ، به گمانی ، سر می برند . شما ( مخاطب نویسندگان مقاله ) تنها به بخشی از انسان ستیزی اشاره می کنید که آن بخش هم پیش از این برای جهانیان آشکار شده است.
این منشور را با جهان بینی خردمندان اروپا برای مردم پیشرفته اروپا نوشت اند نه برای کسانی که برای کسانی که برای مردگان هزار ساله جانفشانی می کنند.
این منشور را حقوق دانانی نوشته اند که تنها مردمان کشورهای جهان خود را بشر می شمرده اند وگرنه در همان زمان بخشی از جامعه بشری می دانستند هر گز ماده 18 را چنین نمی سرودند : ماده 18 منشور جهانی حقوق بشر ." برگردان فارسی از زبان آلمانی"
" هرکس حق داشتن آزادی در اندیشه ، وجدان و مذهب را دارد. این حق دربرگیرنده آزادی در تعویض مذهب یا بینش خود می باشد ، همچنین آزاد است که ، مذهب یا بینش خود را به تنهائی یا همراه با دیگران ، همگانی یا خصوصی از راه آموزش ، کردار ، عبادت و انجام آئین های مذهبی بنمایاند.
آیا استادان سازنده منشور حقوق بشر از تضاد احکام اسلام با این منشور بی خبر بوده اند . ؟
بدیهی است که آنها این احکام را می شناختند ولی کردار آنها نشان می دهد که آنها این مردم را بشر نمی دانسته اند. من بر این باورم که کشور ایران می تواند بر پایه خرد ، دانش و فرهنگ مردم ایران سامان یابدمن سرفرازم ، ایرانی هستم که سامان استوار اندیشه با فرهنگ کهم ایران آغاز می شود ( از دیدگاه هگل ) من سرفرازم که پیوسته از این فرهنگ اندیشمندان و دانشمندانی مانند بیرونی - فردوسی - رازی - پور سینا - خیام - حافظ - مولوی و . . . برآمده اند و پسماندگی و تضاد اسلام را با خرد انسان آزاد نمایان ساخته اند.من سرفرازم که از تاریکخانه اسلام دلاوری جوانمرد چون ( باب ) پدیدار گشته و جهان پسماندگان را به لرزه درآورده است.
من سرفرازم که پیشتاز بانوان خردمند و رادمنش جهان زرٌین تاج ( طاهره ) از فرهنگ ایران برخاسته است . او با تیزبینی مفهوم آزادی و برابر را بر زنان و مردان اندیشه سوخته روشن می سازد .من سرفرازم که بهاءالله با هوشیاری احکام جهاد و حکومت الله را نمی پذیرد . او سامان کشورآرائی را وابسته به دانش و خرد انسان می داند . او به مردم اندرز می دهد که خود را از تاریکخانه شیعه دور بدارند.
من سرفرازم که بهائیان با همه سرکوب و رنجی که از هم میهنان خود دیده اند هرگز از مهر خود نسبت به ایران و ایرانی نکاسته اند و همیشه در راه گسترش دانش و فرهنگ و تمدن در ایران پیشگام بوده اند.
این اندک شراره ها مشان از فرهنگ با شکوهی است که در زیر ستم حکومت های اسلامزده آلوده و خاموش مانده است . در این فرهنگ حتٌی فریدون هم اجازه کشتن ضحاٌک را ندارد. »

---------------------------------------------------------
اظهار نظرات شم
ا با ایمیل آدرس پیام نور
________________________________________________________
انسان های خوشبخت و شاد نه تنها تغیر و تحوٌل را می پذیرند که آن را به فال نیک میگیرند آنها می گویند چرا باید بخواهم که پنج سال آینده ام همانند پنح سال گذشته ام باشد.آندره متیوس
