از بیانات حضرت عبدالبهاء      ... آرزوی ما وحدت عالم انسانی است و مقصد ما صلح عمومی پس در مقصد و آرزو متحدیم و در عالم وجود مسائلی از این دو مسئله مهمتر نمی شود ، زیرا وحدت عالم انسانی سبب عزت نوع بش و صلح عمومی سبب آسایش جمیع مستعمال نکند چه فایده دارد....

----------------

عقل بشر ناقص است! علم ناقص است

عقل بشر محدود به زمان و مکان است، عقل بشر نمیتواند به دو سوی محور زمان یعنی آینده و گذشته سفر کند و خیر و شر روزگار را بداند، پس عقل بشر ناقص است و شایسته پیروی و پیشوایی نیست! علم بشر ناقص است و هنوز به خیلی از جواب ها نرسیده است !

------------------------

قرن ها پیش از این سقراط دانشمند و متفکٌر یونانی معتقد بود:

... اگر تنها دانش ( ما ) وسیله آموختن باشد آن وقت با تکیه بر این دانش اصولاً ما توانائی درک و فهم هیچ چیز نوی را نخواهیم داشت ، چون تشخیص ما محدود به دانستن چیزهائی است که قبلاً آنها را دانسته ایم و چیزی را نمی توانیم شناسائی و نسبت به آن آگاهی پیدا کنیم . بعبارت ساده تر ما چیز نوی نمی توانیم یاد بگیریم ، چون نمیدانیم آن چیز نو چه چیز است ، مگر اینکه معلٌمی در میان باشد و تعلیمی دهد.

-----------------------

انسان گرای هلندی DESIDERIUS ERASMAS - قرن 16 میلادی. اعتقاد دارد:

« مغز انسان تا زمانی که در حالت نا آگاهی قرار داشته باشد ، استعدادش برای پذیرش نادرستی ها بیش از حقایق  می باشد.»...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Payam,e Nur

                                   یافته های خواندنی و آموختنی -  4


                                              هر که نامخت از گذشت روزگار       نیز ناموزد ز هیچ آموزگار

         

                                                

payamnur.index,html     

  بر اساس تصویبنامه شورای عالی انقلاب فرهنگی جمهوری اسلامی ایران  1327 - 1369/12/6                  

جایگاه فرهنگی :

بند 5 - موسسات تبلیغی ( مانند سازمان تبلیغات اسلامی) برای مقابله با فعالیت های اعتقادی و تبلیغی بهائیت تاسیس نمایند.

بند 6 - جهت مقابله و از بین بردن ریشه های فرهنگی آنان ( بهائیان ) در خارج از کشور پیشنهاد و طرح تهیه شود.                                                             

 

اساس روحانیت در حکومت مذهبی ایران ، امروز بسوی دو محور کشیده شده:                         

      مذهب سیاسی و   مذهب مادی گرائی       

                                

پاسخ دهنده : پیام نور

       

        حجت الاسلام والمسلمین کوثری نماینده تفکر اغلب ، نه تمامی روحانیون شیعه می باشد که بر داشت های ایشان از اصل بنیادی روحانیات ( بطور اعم ) بر اساس محور مادی گرایانه و خود بزرگ بینی آلوده به تعصٌب که کلاً برای عده ای آگاهانه و جمعی نا آگاهانه    سخنان و اندیشه هائی را بر ملا می نمایند که بر دو محور مذهب سیاسی و مذهب مادی استوار است. نگارنده از عقل سلیم یاری می   طلبم و خرد انسانی و دانش را میزان قرار می دهم و سخنان واندیشه های حاج آقا کوثری از نجف که در وبلاک اینترنت که صد البته ساخت کفار حربی ( بقولی ) است نظرات خود را انشاء و انتشار داده اند.  مطالب مندرج در وبلاک حاج آقا کوثری را یکی از خوانندگان و به عبارتی بازدیدکننده پیام نور برای مسئول صفحه پاسخ و پرسش ارسال داشته  امٌا لازم دیدیم در این جا پاسخ و دفاعیاتمان را بصورت عام به دید شما بازدیدکنندگان عزیز برسانیم. 

با هم نظرات حاج آقا را می خوانیم و هر بند و یا فراز از نوشته ایشان را پاسخ می گوئیم.

بسم الله الرّحمن الرّحيم. السّلام علی محمّد عبد الله و رسوله و علی آله الطاهرين المعصومين کلّهم اجمعین. و به نستعين.اما بعد: در جزوه یک صفحه ای که اخیراً در اینترنت پخش شده ادّعا می شود که «فلسفه وجودی بهائیت منحرف کردن مسلمانان از مسیر اصلی» است و توسط بهائیت «هرچه دین اسلام به آن اعتقاد دارد بی ارزش جلوه داده شده» و طبق اعتقاد بهائیان «با ظهور باب و بهاء شریعت اسلام الغا گرديده و دوره رسالت محمد مصطفی (ص) سپری شده است».

 حاج آقا ، نویسنده یک صفحه ای در اینترنت برداشت مغرضانه نسبت به آئین بهائی داشته و باید گفت تحجٌر و یا تلقین مرعوسین ، اینگونه افراد را وادار به نشر چنین افکار غلط و جاهلانه می کند. در تمام موارد عقیدتی استناد بهائیت به منابع قرآن کریم است. در تمام سطح این کره خاکی و در هر مملکت و جامعه ای که با اسلام و بزرگان صدر اسلام آشنائی و یا قرابتی مردمان ندارند و حتی دشمنی می ورزند این بهائیان هستند که اسلام و اساس دین مبین را و نام پاک حصرت محمد را به نا آگاهان می شناسانند. دین برای الفت و مهر و یگانگی بین انسان ها تأسیس و بوجود آمده. جنابعالی قدری عقل و خرد را حَکَم قرار دهید و به اصل موضوع توجه کنید. شما شیعه هستید یعنی مسلمان جدا شده از اصل اگر بفرمائید نه. بیراهه رفته اید.

با اینکه خود را مسلمان می دانید به صحابه و بزرگان اولیه که انتشار دین محمد ( ص ) وسیله آنان یا به زور شمشیر و یا صلح از قوه به فعل درآمد بد می گوئید در حالیکه مورد احترام ملیون ها نفر مسلمان در دنیا می باشند. صورت دوم قضیه بهائیان سراسر عالم همه پیامبران از ابراهیم تا حضرت محمد و حضرت بهاءالله را بر حق و معتقدند راهبردهای عقلی و نقلی آنها برای رفاه و آسایش بشر بوده . حال به زمان خود بستگی دارد.

«بهائيان 150 سال است که قصد دارند احکام شرعی اسلام را ملغی سازند و قدرت را برای هميشه از دست علمای اعلام بگيرند»«بهائيان دشمنان سرسخت اصل و پايه فلسفه نظم ولائی هستند»

حاج آقا ، این نظر جنابعالی و سایر متعصٌبین هموطن فارسی زبان است در همین 150 سال بهائیان نبودند  که قصد داشته باشند احکام دیانت حضرت محمد ( ص ) را ملغی نمایند این روحانی نماها و مغرضین راست افراطی طبقه کلاهی هستند که با روایات خود ساخته و چسباندن به اصل دین محمدی قصد جدا سازی و تولید دین جدید سیاسی نموده اند. این گونه افکار خود ساخته را شما به دیانت محترم اسلام نسبت می دهید و آن را نظم ولائی ( ولاء به معنی: دوستی ، محبت ، یاری ، قرابت ) عنوان می کنید. ؟ نمونه های ولائی با احکام  زندان دگراندیشان – اعدام های بی محاکمه و اغلب خودسرانه – بستن روزنامه ها و دوختن زبان انتقاد اجرای احکام  دست و پا بریدن چهارهزارساله مختومه شده و یا سنگسار و از همه مهمتر فشار و با زور و تهدید و کشتار به کرسی نشاندن عقاید هزار و اندی سال در گذشته ابداً همسو نیست و از زمین تا آسمان هفتم فاصله دارد.

حاج آقا ، دین مسیح آمد تا دیانت موسی را تقویت و نوسازی کند. دیانت اسلام آمد تا مسیحیت را نوسازی کند. زمانه ده قرن پیش که مردمان با سنگ و چوب یکدیگر را پاره می کردند نیست. شمشیر امروز دیگر برندگی ندارد. کلام عقلانی و خرد انسانی است که راهبر جوامع امروز است. اصل بنیادین همه پیامبران در نوع تفکر و ابلاغ کلمه یکی بوده و هست. ما می گوئیم عقل سلیم و خرد و فضیلت انسان باید راهبر باشد. شما می فرمائید ملٌای کم سواد در هر ده و قریه در جهان اسلام آنچه می گوید راهبر است ؟. طرفداری صنفی شما از قشر ملاتاریسمی را نگارنده درک می کند ، پیش از اینکه دل بر احکام راستین بسوزانید متوجه از دست رفتن منافع مادی هستید. می گوئید نه ، به اطراف و دور و بر خود نظری عقلانی بیندازید تا شاید سطح آگاهیتان بالا رود.

اتفاقاً برای شما سوء تفاهم شده و یا اینکه مطالعه شما اندک است. بیشتر مطالعه بفرمائید اظهارات غرض آلود مادی گرایانه دشمنان بهائیان را تکرار نفرمائید. مسلمان , ویا از دیدگاه شما ، کافری  که بهائی شده بر اساس استدلال آیاتی است که در همان قرآن مجید که مورد قبول جنابعالی و میلیون ها مسلمان است ، استناد می شود. هر کافری ( به نظر شما ) هر غیر مسلمانی که عقاید بهائیان را می پذیرد برای اولین بار به تاریخ اسلام و حقیقت مسلٌم حضرت محمد پیامبر اسلام بواقع پی می برد.قبول کنید درد شما دین خواهی نیست به گذران زندگی و مسائل مادی جنبی که از قبل مذهب عایدتان می شود دارید دل می سوزانید. صحبت ها و نشر کینه های قلمی دیگر متعصٌبین را تکرار می کنید. از زیر خیمه تعصٌب و یکسونگری بیرون بیائید و بیشتر مطالعه کنید کتاب های آئین بهائی و نوع تفکر بهائیان در کتاب های متعدد بر روی خط اینترنت بسیار است کاوش کنید و مطالعه بفرمائید حتم دارم اندکی هر چند غیر ظاهر و عیان در عقاید خود تجدید نظر خواهید نمودبه این حکم محکم و خردمندانه حضرت  بهاء الله  بیطرفانه بذل توجه فرمائید:

 « سراج عالم دانائی است و نور آن بینائی »

 در ادامه نوشته اید:

در آن جزوه به چند مورد از تعالیم بهائیان اشاره می شود که همه دالّ بر منسوخ دانستن احکام شریعت انور دین مبین اسلام می باشند. این موارد عبارتند از: ادّعای ميرزا حسين علی بهاء که نماینده مطلق خدا است, نسخ شریعت محمدی, منع دخالت در سیاست و نهی از قیام بر علیه نظام ظلم و جور, وضع تقویم جدید با 19 ماه, تفاوت احکام روزه و نماز و حجّ بهائیان با احکام شرعی دین مبین اسلام (منجمله تغییر قبله و احکام وضوء و منع از نماز دست جمعی), اختلاف احکام زناشوئی بهائیان با شریعت مبین اسلام و لغو احکام نجاست.

در هیچ جا بها، الله نفرمود شریعت محمدی منسوخ شده بلکه قوانین شریعت با توجه به زمان و احتیاج جامعه بشری خداوند بوسیله پیام آوری تغییر و تبدیل می فرماید.   شما با اراده خداوند مخالفید. ؟ . حاج آقا به همان اندازه که جهان و تفکر بشر تغییر نموده و بسوی پیشرفت ره می پوید باید در امور شریعت و قوانین دینی هم همپای پیشرفت بشر بنا به احتیاج جوامع تغییر نماید. صد سال پیش پدر و پدر بزرگان من و شما در کنج هجره تنگ و تاریک در پرتو چراغ موشی پر دود و دم مطالعه می نمودند.آیا جنابعالی امروز بر همان نهج عمل می کنید و یا اینکه با پیشرفت بشر جنابعالی همسو شده اید و از انوار پر ارزش نبوغ کافری بنام ادیسون که الکتریسیته است دارید بهره می برید. شریعت هم اینگونه است.

نوشته اید:  

از آنجائی که در جزوه نام برده فقط به اختصار سخن رفته و از طرفی ديگر آگاهی مردم ایران و کلّ امّت مسلمین در سر تا سر جهان بر انحراف بهائیان از راه راست و صراط مستقیم لازم و ضروری است, بنا برين در زیر به مواردی دیگر از تعالیم آن فرقه ضالّه اشاره می شود که فی الواقع هر کدام تنها به حقّ خود دلیل کافی شافی بر جدائی آنها از دین شریف اسلام و شریعت مبین محمدی (ص) و تضادّ با روایات معصومان مطهّران (ع) می باشد.

 حاج آقا ، این نظر جنابعالی است که بهائیان از سراط مستقیم مورد نظر شما منحرف شده اند!. چرا فکر می کنید راه شما راست و درست است و راه دیگران کج و معوج و بیراهه. در قرون میانه تاریک اروپا پاپ اعظم در قلعه مجاور رودخانه ( تایبر) هم همین حرف ها را می زد. آدولف هیتلر هم با تفکر نژاد برتر آلمان هم همین حرف ها را می زد. هم لباس های شما بر روی منابر همان ایام شادی می کردند و امت مسلمان را ترغیب و شادباش می گفتند که پیروزی های هیتلر در اروپا و کشتار بیرحمانه او را به پای پیروزی اسلام و خروج حضرت امام غائب تبلیغ می نمودند. از مسن ترها این رویدادها در ایران را پرسش کنید.دین اسلام برای ما هم شریف است اما هر انسان حق دارد راه و روش روحانی خود را ، خود انتخاب کند حتماً و بدون شک و تردید هر کس دیانت بهائی را قبول و پیرو اندیشه های انسانی پیام آور آن شد لابد چیزی نو و روحانیتی بدیع پیدا نموده که گرایش به آئین جدید نموده. چگونه شما و همپالکی های شما بخود اجازه می دهید به کسانی که ( ایرانی و غیر ایرانی ) این راه را انتخاب می نمایند سرزنش کنید و بفرمائید با شریعت مبین محمدی و روایات معصومین تضاد دارد. از دیدگاه جنابعالی بله ، ممکن است هر دو تفکر با هم همسو نباشد .جنابعالی و سایر روحانیون مسلمان چگونه است که بخود حق می دهند در کار و زندگی کسانی که مقلد آنان نیستند دخالت و حکم برانند. بله بهائیت دینی جدا از اسلام است. به ایرانی ها هم منحصر نیست در تمام دنیا پیرو دارد. این گنده گوئی شما مانند آنست که بفرمائید ملیون ها چینی و ژاپونی دینشان جدا از اسلام است. خوب هست جنابعالی که قیم آنان نیستید. اجازه دهید هر کس خدای خود را از دید خود در قلب و سینه خود نگاهدارد. به همان خدائی که شما معتقدید بهائیان صادق تر و صد مرتبه محکم تر به توحید ( خداپرستی ) و حقانیت پیامبران سامی و غیر سامی و بزرگان و راهبران ادیان احترام دارند و خود را از کل ادیان جهان جدا نمی دانند.

جاج آقا ، ما به محبت واقعی و وحدت بین انسان ها فکر می کنیم و متاسفانه شما به تحکیم مبانی رفاه و آسودگی خود و اطرافیان نظر دارید. راه ما با راه جنابعالی دو تا است.

نوشته اید:

1 – در احکام نماز نه تنها ادای نماز دست جمعی منع گردیده و نماز دیگری به جای نماز اسلام گزارده شده است, بلکه صعود علمای اعلام و پیشنمازان بر منبر نیز حرام گردیده و بنابرین خواندن خطبه ممکن نیست. با این حکم مردم بی سواد از هدایت رهبران رشید و دانا محروم گشته, نهایتاً به گمراهی و ضلالت کشیده می شوند و به «بئس المئوی و بئس المصیر» راجع خواهند شد.

جامعه بشری رو به پیشرفت علمی است ، دوران حضرت موسی دوران ابتدائی تحصیل علم و معرفت بود. دوران حضرت عیسی تازه بشر پای به کلاس بالاتر در مدرسه دانش اجتماعی نهاد. دوران حضرت محمد شروع دوره ای دیگر در این کلاس جامع بود همینکه بشر به کلاس بالاتر صعود نمود و صاحب دانش اجتماعی و عرفان بیشتر از طریق تعقل و شناخت بیشتر مجهولات گردید تازه مانند هیات ارکستری شد که در نواختن ساز های مختلف تبحٌر و معروفیت پیدا نمود اما محتاج کسی بود که رهبری را بدست گیرد و این همه نوازنده های سازهای مختلف و احیاناً مخالف را همسو و همآهنگ گرداند. متاسفانه جنابعالی نواختن را یاد گرفته اید اما سازتان کوک نیست و همآهنگ با تمدن و تفکر جهان امروز سازگاری ندارد. باز می فرماید:

« سراج عالم دانائی است و نور آن بینائی »

نوشته اید: 

2 – صدور فتوای قتل و تکفیر حرام گشته است. بنابرین اگر کسی ادّعائی بی اساس نماید یا بر علیه نظام اسلامی قیام نماید یا علمای اعلام را مورد طعن و سبّ و لعن قرار دهد و یا در شریعت دین شریف اسلام تصرّفاتی نماید و به بدعت گذاری بپردازد و بدین سبب ایجاد فتنه و فساد نماید, دیگر نمی توان او را به سزای عملش رساند و با صدور فتوی توسّط علمای اعلام و راعیان اغنام به دار البوارش فرستاد. این حکم باعث سستی سلطه روحانیون در حفظ و حمایت امّت مسلمين و تمییز بین حقّ و باطل خواهد گشت.

 حاج آقا ، کشتن و زندان و دار زدن را حمایت از امت مسلمان می دانید. مگر شما سلاٌخ هستید دائره معرفت و کلاس فقه و اصول و تربیت روحانی برای ارشاد مردم به راه مهر و الفت و طهارت و خدا شناسی است و یا مانند قاتلان شمشیر در دست منتظر خلاف و یا گناه ( از دید گاه شما ) یک بنده خدا است که سر از بدنش جدا سازید؟. دین برای الفت و مهربانی بین انسان ها است در غیر این صورت بی دینی صد چندان بهترنیست؟.

نوشته  است:

3 – علاوه بر منع فتوای قتل و تکفیر, بهائیان برگشت از دینشان را مجاز می دانند و مرتدّ را به قتل نمیرسانند. حتّی در بعضی از موارد که شخص مرتدّ به مخالفت و دشمنی شديد پردخته با سستی و بی غیرتانه نسبت به او عمل نموده اند و حدّ اکثر او را «ناقض عهد» ناميده ترک معاشرت با او نموده اند. و حال آنکه چنین رفتاری موجب خلل در افکار عمومی می گردد و اصل و پایه اعتقادات عوامّ کالاغنام را در خطر می اندازد. بنابرین طبق ده ها روایت متواتر از معصومان (ع) و صحابه رسول اکرم (ره) به دلالت «من بّدل دینه فاقتلوه البتّة» جزای مرتدّ قتل است, و همه مذاهب امّت اسلامی در این مورد متّفق الرأی می باشند.

 حاج آقا ، نتیجه آن همه درس و کتابت شما را به این نتیجه رسانیده که انسانی که از بدو تولد مسلمان نبوده تا تقلید از جنابعالی و یا سایر ائمه کند تکلیفش چیست. چماق تکفیر شریعت را شما نمی توانید بر فرق کسی فرود آورید که با اراده و عقل کامل و تحقیق به نتایجی رسیده که تغییر عقیده دهد. وانگهی مرتد به کسی می گویند که از دین اسلام جدا شود نه بهائی زاده ای که دین و آئینش بهائی است و بهائی دینی جدا از اسلام است. باز هم شما مدعی هستید. ؟  در همین شماره به سخنان فقیه عالیقدر آیت الله منتظری توجه نمائید و یا در آراء و نظزیه استاد احمد قابل تعمق فرمائید. این دو فقیه در زمره دانش آموختگان بالای مکتب شیعه هستند. باز هم تکرار می نمایم:

 «  سراج عالم دانائی است و نور آن بینائی »

4 – بهائیان مانند بعضی از منافقین و «اصلاح طلبان» می گویند که در شریعت انور اسلام احکامی «خشن» و «وحشی» موجود است و بنابرین با قطع کردن دست دزد و صلیب زدن و بریدن دست و پا و سنگسار کردن و گردن زدن موافق نیستند. به اعتقاد آنها مثلاً اگر دزدی دو بار تنبیه شده ولی باز دزدی نماید کافی است که او را از شهر بیرون کنند و یا علامتی بر روی پیشانی اش بگذارند تا سارق بودنش معلوم گردد. و حال آنکه این مخالف احکام شریعت دین مبین اسلام می باشد که طبق دستورات شارع اقدس بریدن دست هر دزد واجب است و همچنین طبق آيه 33 سوره مبارکه مائده صلیب کشیدن و بریدن دست و پای محاربين با خدا و پيامبر ضروری است تا سبب تنبّه اراذل و اوباش گردد.

 حاج آقا ، اگر معتقدید محارب با خدا یعنی کافر حربی را باید تنبیه کرد دست و پایش را برید و یا معدوم نمود چرا زحمت نمی کشید و در راه خدا این نفوس چین و ماچین را که بی دین و خداناشناس و کافرند به دیار عدم نمی فرستید. در عوض یاران و حکومتگران روحانی جنابعالی با آنها دوستی و معاملات کلان می نمایند. نفرمائید چون پول خوب می دهند کاری به بی دینشان نداریم. این هم تناقض و یک بام و دو هوا بودن افکار حضرات.   صد البته بهائیان همسو با دنیای امروز و جهان متمدن با روش خصمانه کشتن و بریدن دست و پا و ماحصل توهین به شرافت انسانی را روا نمی دارد و نزد ملل دانا و متمدن مقبولیت ندارد. باز تکرار می نمایم:

  « سراج عالم دانائی است و نور آن بینائی »

نوشته اید:

5 – بهائیان احکامی مانند شلاق و تعزیر را «شکنجه» و غیر قانونی می نامند و با اشاره به «حقوق بشر» که لفظی بی محتوی و خلاف اسلام است, مانع جلوگیری از فتنه و فساد می شوند تا اشاعه فحشاء نموده امّت عفیف و معصوم مسلمین را از راه راست منحرف کنند.

حاج آقا ، مثل اینست که خبر از داخل مملکت ایران ندارید. تعزیر و شلاق آیا جلو فحشا و ارتشاء را گرفت ؟. تنها در تهران امٌ القراء خلافت اسلامی برابر گزارش غیر رسمی بیش از شش هزار خانه فساد وجود دارد. صادرات دختران فراری برای ارتزاق و بدست آوردن پول به شیخ نشین ها را آیا با شلاق و تعزیر اصلاح و امت عفیف را در راه راست نگاه داشتید. فکرتان را تغییر دهید. حاج آقا ، هرگز با زور و تهدید و ارعاب هیچ آموزگاری نمی تواند شاگرد را به خواندن و یادگیری وا دارد. چرا فرهنگ ورشکسته قرون اعصار را رها نمی کنید و با مهر و عطوفت بجای چوب و چماق برای بالا بردن سطح فرهنگ و آگاهی جوانان و خانواده های مسلماناز جمله گروه های ذکر شده  فوق را براه پاک و انسانی راهنمائی نمی نمائید. اگر جنبه های اتهامات سخیف و شرمگینی که به باورمندان بهائی وارد می آورند را کنار بگذارید. و به دیده مثبت و حداقل بیطرفانه تعمق و تفحص بیشتری بفرمائید ، به خدای لایزال و به انسانیت قسم که خانواده های بهائی بر اثر تعالیم بزرگان خود بزرگترین و اعظم ترین وظیفه را تربیت صحیح و راه راست ، و کسب فضائل اخلاقی برای تعلیم اطفال و جوانان حود می دانند. و این مهم را از وظائف دینی خود می دانند. قدری از خشم و دشمنی دست بردارید و باز می گویم:

 « سراج عالم دانائی است و نور آن بینائی »

نوشته است:  

6 – بهائیان با اعلام صلح و دوستی و معاشرت با همه ملل و مذاهب صرف نظر از دین و ایمان و اعتقاد افراد, حکم قِتال و جهاد را لغو می دانند و تعبیر معنوی از جهاد ارائه می دهند. و حال آنکه ده ها آیه در قرآن کریم نازل شده مانند آيه 191 از سوره بقره «فاقتلوهم حیثما ثقفتموهم» و آيه 39 از سوره الانفال «قاتلوهم حتی لا تکون فتنة و يکون الدين کله لله» و همانطور روایت متواتر از نبی اعظم (ص) «اُمرتُ ان اقاتل الناسَ حتّی یقولوا ان لا اله الاّ الله» دالّ بر آن که دین مبین اسلام باید با قدرت شمشیر و سفک دمّ مشرکان ریختن خون کافران بر سایر مذاهب غالب گردد. البته بسی واضح و مبرهن است که هدف بهائیان از تعبیر معنوی از جهاد و منع از خشونت نسبت به منافقان و قتل عامّ کفّار, کاستن از قدرت امّت اسلام و گرفتن غیرت مسلمین است, لا غير.

 کاملاً درست فرموده اید عقاید بهائیان همان است که در فراز فوق مرقوم داشته اید.  « اعلام صلح و دوستی و معاشرت با همه ملل و مذاهب صرف نظر از دین و ایمان و اعتقاد افراد »  اگر گناه است بنده کمترین حاضرم سرم را بخاطرش تقدیم عالم بشریت کنم.

نوشته اید:

7 – حسين علی بهاء می گوید که چیزی نجس نیست و باید با پیروان همه ادیان و مذاهب معاشرت نمود. از این گذشته آن مرد سعی نموده که با تأکید بیش از حدّ بر نظافت و تمیزی و با دستور شستن دست و پا و حمام کردن, توجّه مؤمنین را از اصل مهمّ قرآنی «انّما المشرکون نجس» و از صدها روایت صحیح و متواتر معصومان و رساله های بی شمار علمای اعلام و بزرگان اسلاف در باره نجاست ذاتی کفّارِ سنّی , یهودی و عیسوی و زرتشتی منحرف سازد تا مرز بین پیروان فرقه ناجیه و  کفار باغیه برداشته خلل در نظام اسلامی ایجاد کرده نهایتاً منجر به عدم تمییز بین حقّ و باطل و هرج و مرج گردد.

بهاء الله می فرمایند: « همه بار یک دار( درخت زندگی ) اید و برگ یک شاخسار»

Self-Burning Among Afghan Women

8 – بهاء اجازه داده که پیروان خود با پیروان همه ادیان ازدواج کنند و هر نوع محدودیت در این باره را لغو کرده. ولی در اسلام ازدواج با کفار محدود به موارد خاص است و زن مسلمان هرگز نمی تواند با کافر ازدواج کند. و اين بدين سبب است که مبادا نعوذ بالله دست کافر نجسی دوشيزگان عفيف مسلمين و ناموس پاک مؤمنين را لمس کند.

صحیح است زمانی که گفته می شود « عاشرو مع الادیان » یعنی کافر در فرهنگ بهائی جائی ندارد. و اما اینکه فرمودید در اسلام ازدواج با کفار محدود به موارد خاص است ، چرا واضح بیان نمی نمائی گه این موارد خاص زمانی که زنانی به اسارت شما درآمدند و بنام غنائم به نام کنیز بتوانید آنان را برده خود کرده تصاحب نمائید. جنابعالی در خواب خرگوشی هستی. شعار آخر این بند در باره دوشیزگان عفیف مسلمین مانند هر انسان که دارای احساس و کشش دارد در همین ممالک کفر بنظر شما در شرق و غرب با غیر مسلمان ازدواج می نمایند و به بیانات شعارگونه شما هم توجه ندارند. اگر علاقمندید تحقیق کنید و نمونه های آنرا ملاحظه کنید. کم نیستند. 

9 - به همین نحو بچه های بهائی نیز در انتخاب دین و مذهب خود آزادند. در صورتی که طبق روایات متواتر, اسلام دین فطرت است و اگر طفلی از پدر و مادر مسلمان زاده شود اکیداً مسلمان محسوب می شود و اگر در سنّ بلوغ بخواهد تغییر مذهب بدهد و نسبت به این نعمت الهی که مسلمان زاده شده, ناسپاسگزاری به جا آورد, حکم ارتداد وی ثابت می گردد و فرض عين و وظیفه همه مسلمين است که او را به سزای آن عمل شنيعش برسانند.

واژه سازی را شما و استادانتان ساخته اید. انسان آزاد به دنیا می آید و آزاد میمیرد. قرن بیست و یکم است. پدر آمرزیده کجای کاری انسان آزاد است زمانی که از طرف دین و مذهبی تحت فشار بود و یا بنا به هر دلیلی دین خود و عقیده خود را تغییر می دهد و این امری خصوص است و به من و شما ربطی ندارد. 

                            

10 – بهائیان گاهی مدعی می شوند که زن و مرد دارای حقوق مساوی هستند و این با موارد متعدّد شریعت انور دین شریف اسلام در تضادّ است. مسلّماً زنها دارای قدرت بدنی و نیز هوش و عقل کمتری می باشند. در عين حال احساساتی هستند و غریزه جنسیشان به مراتب شدیدتر می باشد و تمایل بیش از حدّ به گناه و فساد دارند. بنابرین طبق آيه شريفه «الرجال قوامون علی النساء» نیاز به قیّم و کفیل دارند و با آزادی بی قید و حدود به فحشا کشیده می شوند. به همین دلیل شارع اقدس حکم حجاب و چادر را نازل فرموده تا جلو گیری از فساد اخلاقی شود و خانم ها عفت و عصمت خود را حفظ نمایند و به ناموس مسلمين محفوظ بماند. ولی بهائیان حکم حجاب را منسوخ می دانند و به خانم ها اجازه شرکت در جلسات عمومی می دهند و حتی با ایشان مشورت هم می کنند و برای شرايط محرم و غير محرم هيچ اهميتی قائل نيستند!

 چادر و لچک عفٌت و نجابت تولید نمی کند. عفٌت زن و مرد در اندیشه و تربیت و خصوصاً اخلاق جامعه است. حقوق اجتماعی زنان ومردان در جامعه برابر است با توجه به اینکه هر یک وظائف خاص خود را دارند. به بال های یک پرنده نگاه کن ، اگر یک بال زخمی شود توان پرواز از کبوتر گرفته می شود. بال های پرنده زندگی یکی زن و دیگری مرد است که با تشریک مساعی به باروری و پرواز در زندگی سالم جامعه را با هم می شازند. حاجی جونم...

                       

11 – بهائیان گويا معتقدند که دخترها را باید به مدرسه و دانشگاه فرستاد و حقّ انتخاب همسر نیز با خودشان باشد. حتی به زنها حق رأی و انتخاب در محاقلشان هم می دهند. البته برای هر شخص عاقل و عارفی بسی واضح و مبرهن است که با همين مشارکت زنان در روابط عمومی و اداریِ يک مذهب, تخم فساد و کساد آن کاشته شده است.مسلماً چنین اعتقادی سبب خلل در نظام اجتماعی خواهد شد و زنان را به بی شرمی و بی حیائی تحریک نموده آنها را از اطاعت شوهران و پدران و برادران خود باز میدارد.

کاملاً صحیح است ، اگر عینک سیاه را از روی چشمان برداری و از حجره دود گرفته بیرون بیائی به اطراف نگاه کنی به حقایق بیشتری دست خواهی یافت.       

Self-Burning Among Afghan Women    

                                                  

12 – در همين منوال است که بهاء سنّ بلوغ دوشيزگان را پانزده سالگی تعیین کرده و مدعی است که قبل از آن نبايد آنها را به نکاح در آورد (و تازه آن هم فقط با اراده خود دختر!) در صورتی که طبق امر شارع مقدّس اسلام و مطابق سنت اسلاف مؤمنين و سيره عقلاء و طبق رفتار «أسوة حسنه» و الگوی کامل مسلمين حضرت محمد مصطفی (ص), سنّ بلوغ دختر نه سالگی می باشد. هدف بهائيان از اين امر بی خردانه و غير انسانی اين است که دختر وقتی به سنّ معينی می رسد اگر زير سلطه شوهر خود قرار نگيرد به عصيان و لجام گسيختگی کشيده می شود و دست از اطاعت پدر خود و خداوند متعال هر دو برداشته مرتکب فسق و فجور خواهد شد. بنابرين ازدواج هرچه زودتر بهترين حفظ و حمايت از برای عصمت و عفّت آنها و ناموس مؤمنين صالحين است.

 شما و سایر خوانندگان این سطور را به سایت ( rawa.org )  حواله می دهم بروید و پاسخ خود را از محتویات عینی آن ببینید.

13– در بهائیت جزای زنا و فحشاء پرداخت مبلغی طلا تعيين شده است و از این گذشته عذاب شخص زانی به خداوند در آخرت محوّل گشته. در صورتی که در کتاب خدا قرآن مجید حدّ زنا به 80 ضربه شلاق در ملاء عامّ تعیین گردیده و در روایات متواتر صحیح طبق رأی متفق همه مذاهب و مکاتب برای زنای محصنه حکم سنگسار وضع شده است. پس بنابرین جزای زنا باید دنیوی باشد و اگر کسی قرار باشد با پرداخت مبلغی پول بخواهد قریزه جنسی خود ارضاء نماید باید از طریق شرعی یعنی مطعه و صیغه و زواج المِسيَر اقدام نماید تا از این ثواب محروم نگشته مبلغی نیز نصیب راعیان شریعت مبین اسلام شود تا علمای اعلام صرف مساکین و یتیمان و امور مسلمين نمایند و جهت هدایت ملل کافره به دین مبین اسلام مصروف بدارند.

 این اعمال غیر انسانی متعلق به چهار هزار سال قبل بوده جهان متمدن امروز این تنبیهات را روا نمی دارد.

Self-Burning Among Afghan Women

14 – بهاءالله برده داری را ممنوع کرده و حال آنکه در فقه مبارک دین مبین اسلام  و در کلام الله مجید بارها و بارها به لزوم و شرایط برده داری برای حفظ نظام و سلطه اسلام تأکید گردیده و صدها حکم شرعی در ارتباط با دیّه و نکاح و معامله و ... تعیین گردیده. پس وظیفه این احکام چه می شود؟ آيا بايد گفت که اين علمای اعلام و خادمين اسلام و خدمت گذاران امت مسلمين و پايه گذاران فرهنگ واقعی ايران نعوذ بالله حرف بی هوده زده اند؟ سبحان الله! ربّ اللهمّ. لا تجمع بيننا و بين هؤلاء الملحدين المشرکين يوم الحشر ابداً.

برده داری محکوم به فنا گردیده هنوز شما در باره این احکام داد سخن می رانی ؟؟؟ 

15 – بهائیان اعمال شنیعه فاسده مفسده را مانند موسیقی و رقص و شعر به زعم خود «هنر برجسته» می نامند و از طریق آن ترویج فسق و فجور می نمایند. دین مبین اسلام این اعمال را منع کرده زیرا نهایتاً منجر به لجام گسیختگی می شود و مانند «نارُ جحیم و ماءٌ حمیم» نوع بشر را از درون خود به عاقبت وخیم و خسران مبین می کشد.

ما کشف کرده ایم که موسیقی خوراک روح است. رقص ورزش تن است و شعر گوشه ای از فرهنگ یک سرزمین و قوم است. به   آواز آیٌام عاشورا و تاسوعا گوش کن همه شعر خوانی است و با ارزش ترین اشعار در فرهنگ ایرانی اشعار استاد سخن فردوسی و ماندگار کتاب شعر حماسی او شاهنامه است. شاعران بلند پایه از مفاخر فرهنگ غنی و پر بار ایران اند.  

16 – بهائیان پوشیدن لباس ابریشم و مصرف طلا و نقره را بر خلاف شارع اقدس اسلام حلال می دانند.

 صحیح است . اگر انگشتری نقره را از انگشت خود بیرون بیاوری و خاتون خانه را از زینت آلات منع کنی آنوقت حرفت را باور داریم.

17 - بهائیان می گویند که باید از حکومت اطاعت کرد و تغییر اجتماعی از طریق تعلیم و تربیت است, نه انقلاب مسلّح و ترور کردن افراد. و مجاز نمی دانند بر علیه حکومت ظالم قیام مسلّحانه کرد. و حال آنکه در دین مبین اسلام قیام بر علیه طاغوت و پادشاهان جور وظیفه هر مسلمان است تا احکام اسلام توسعه يابد و غالب و قاهر گردد. بهايان بی چاره مفلوک گويا دوچار سؤ تفاهمی قرار گرفته اند زيرا اطاعت بی شرط و قید فقط از مقام معظم رهبری و حکومت اسلامی واجب است. و هر نوع مخالفت با آن به هر نحو که باشد به مثابه ضربه به نظم الهی و تضعيف سلطه اسلامی و توهین به اعتقادات مردم می باشد و کسانی را که ایجاد شورش می کنند باید فی الفور اعدام نمود. ولی اين اصل ابداً به دوتلهای ظالم و نظمهای فاسد تعلق نمی گيرد.

 این دیگر گنده گوئی و پریش احوالی است.

18 – بهائیان اعتقاد به وجود امام دوازدهم محمد بن حسن عسکری (عج) که بیش از هزار سال است در غیبت به سر میبرد و با شمشیری برّان ظاهر خواهد شد تا سیلی از خون کافران راه بیاندازد و فرقه ناجیه را بر سایر ملل و مذاهب کافره باغیه ضالهّ پیروز سازد, - نعوذ بالله – خرافات می نامند و مانند سنّی ها می گویند که اصلاً امام یازدهم (ص) پسری نداشته و او را «قائم موهوم» می خوانند.

 همین طور است.

19 – از همه مهمتر بهاءالله با اعلام این که به زعم خود قدرت از پادشاهان و از روحانیون گرفته و به دست ملت داده خواهد شد, کاملاّ منکر مشروعیت ولایت علمای اعلام بر انام کالاغنام شده و ضربه ای به ارکان نظام الهی که مبنی بر اجتهاد روحانیون و فقها و تقلید عوامّ جهلاء می باشد, وارد ساخته. بنابرین مخالفت هر مسلمان مطیع غیور و مخصوصاً هر روحانی عالم صالح با این فرقه ضالّه مُضله اکیداً واجب می باشد.

عالمان دین و مذهب باید در پی تربیت و ارشاد جامعه باشند. که اغلب بر این عقیده استوارند. یکی کردن دین و حکومت همین اوضاعی است که داریم نظاره می کنیم.

والسلام.

حجّة الاسلام عبدالکریم کوثری, نجف الاشرف


   انسان های خوشبخت و شاد نه تنها  تغیر و تحوٌل را می پذیرند که آن را به فال نیک میگیرند  آنها می گویند چرا باید بخواهم که پنج سال آینده ام همانند پنح سال گذشته ام باشد.آندره متیوس                   

هرگز در برابر ظلم تسلیم نشوید زندگی همراه با رفاه حق شماست                        

                ________________________________________

         

Payam'e Noor: Founds