payamnur.descussion.html


Payam,e Nur

              مقالات- 6

 

payamnur.index.html

 

 

                               از اهداف بزرگ آئین بهائی خدمت به همنوع و تحقق صلح جهانی است

                           ----------------------------------------------------

 

                                          با شما هستم !

                                                  می خواهم نصیحتی کنمت  ،  تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال.

شاید بعضی آدم ها خوششان نیاید و خرده گیری کنند که با خلقیات اشخاص تو را چه کار . اما من می نویسم هر چند آن اشخاص را خوش نیاید.در مجلسی پر شنونده ، گرم صحبت و پند و اندرز در باره تعصٌب و اعمال خرافه ایرانی آشنا  و غریبه می رفت. نگارنده تماشاگر بودم و لب فرو بسته به کنجی نشسته قول سعدی علیهم الرحمه را تداعی می نمودم . بیاد داشتم که زیر یک تابلو نقاشی در موزه نقاشی های لندن نوشته ای بود بدین مضمون: آقای  . . . سخنان و جملات نغز و شیوایش بیش از نقاشی هایش شهرت دارد. یکی از همان  جملات  را هم به  انگلیسی نوشته بودند که ترجمه آن این است « ساکت باش اگر حرف تازه ای داری سخن بگو » در آن مجلس هر یک سخن از تعصٌب و خرافه سخن داشتند و نه چیز ی دیگر .یکی از آقایان که خطاب دکتر برای او بکار می رفت آئین بهائی را دنباله شیعه دوازده امامی و شیعه را هم دنباله اسلام سُنیٌ می دانست . عجبا که از خر شیطان هم پائین نمی آمد و بر حرف و عقیده خود پافشاری داشت .

عرض نمودم : تعصٌب تنها در باره دین و دینمداری نیست در هر کار و روش و اندیشه ای به غلط عادتمان شود می شود تعصٌب و به بیان حضرت عبدالبهاء « تعصٌب هادم بنیان بشری است » شخص تشریح کننده گویا استاد دانشگاه هم بود. در پاسخ دیدم حرفی برای گفتن منهم دارم . بدین لحاظ اجازه خواستم پاسخی بدهم و متعاقب گفتم:

یار نازنین هر چند اصل و ریشه و پایه همه ادیان یکی است و همه آن مردان خدا مردمان را براه نیک و پاکی و رستگاری فرا خواندند اما این موجب نمی شود این یکی دنباله آن یکی باشد . برای مثال می گونیم مذهب شیعه چند نوع راه و روش و پیرو دارد از شیعه چهار امامی ، شیعه هفت امامی ، شیعه اسماعیلی را می گویم و نه و دوازده که این آخری در ایران حالیه حاکم مطلق العنان جان و مال مردمان ایرانی شده است. بیشتر اسماعیلی ها در پاکستان و افغانستان و یا جبل آمل در کوه پایه های لبنان جمعند حال بفرمائید کدام دنباله کدام است ؟.

در حالیکه آئین بهائی هیچ مشابهتی با شیعه ندارد ، هر چند به همه عقاید و آراء و ادیان و باورها احترام می گذارد اما نوشته ها ، رفتارها و کردارها بدیع و چیز تازه ایست که درمانگر دردهای امروزی است. به دوازده دستور اولیه شارع این آئین توجه کنید سپس قضاوت عجولانه ننمائید.

نتیجه آنکه پاسخ و نتیجه حاصل از تخم مرغ که تخم مرغ نیست بلکه نتیجه تخم مرغ جوجه ای تازه متولد شده ای است که شاید در مسائلی شباهتی با پیشینیان داشته باشد اما به هیچ روی آن تخم مرغ قبلی نیست و نمی تواند باشد.

----------------------------------------------------------------

دوست بهائی من در پاسخ فردی که پرسش نموده بود شما بهائی ها که می گوئید تعصٌب ندارید اگر کسی آمد به زور وارد خانه شما شود و مال شما را بگیرد و یا به زن و بچه شما تعرض نماید شما متعرض نمی شوید ؟. زیرا تعصٌب جنسیتی ندارید؟.

این سخنان مغلطه آمیز را شخصی عنوان می نمود که مدعی است درجه دکترا دارد!!!

دوست هموطنم ، لابد خیال کردی با یک گلوله مغز آن متعرض را پریشان می نمایم . نه ، اگر در این اندیشه باشم ، تفاوت من با آن قاتل متعصٌب آقا سلطان چیست ؟. اگر در مملکتی قانون حاکم است آن شخص خاطی را قبل از اجرای جرم به دست قانون می دهم. اگر در سرزمینی قانون حاکم نبود ، جنگل مولا بود و هرکه هرکه بود ، عقل دستور می دهد از آن محیط پر فساد و تباهی پبش از آنکه تباه شوی دور شو .تا فاسد دامنگیر   نشود.

اندرزی از شارع آئین بهائی برایت می گویم : « در روضه قلب جز گل عشق مکار و از ذیل بلبل حُبٌ و شوق دست مدار ، مصاحبت ابرار را غنیمت دان و از مرافقت اشرار دست و دل هر دو بدار. »

--------------------------------------------------------------

یکی جهود و مسلمان نزاع می کردند       چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم

بطیره گفت مسلمان گر این قباله من        درست نیست خدایا جهود گردانم

جهود گفت بتوریه می خورم  سوگند         وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم

گر از بسیط زمین عقل  منهدم  گردد         بخود گمان نبرد هیچ کس که نادانم . سعدی

شاعر و ادیبی ایرانی یک وقت به شطر عراق عرب می رود و ضمن بازدید از بغداد دیداری هم از « طاق کسری » همان ساختمان عظیمی که قلب ایران در عصر ساسانیان ، و آن کاخ متعلق و اقامتگاه شاه ایران بود می نماید ، یعد که عرب ها بر ایران استیلا یافتند و آن کاخ را تصرف شدند به مرور زمان مخروبه شد. شاعر از دیدن آن کاخ مخروبه غمگین و دل شکسته می شود و قصیده ای می سراید با عنوان « ایوان مدائن » که آن را در دوره دبستان خوانده ایم . شاعر در مصرائی  می فرماید :

از دیده گل آبی کن درد سر ما بنشان .

آقای بهرام مشیری که در کانال تلویزیون فارسی پارس برنامه دارد یک وقت به مناسبتی این سروده را خواند و نه یک بار بل دو بار در دو برنامه جدا ، خرده گرفت که شنیده شد این مصراع را غلط می خوانند ، نه آقا جان این « گل آبی کن » نیست بلکه « گلابی کن !» صحیح است!. هر چه گفته شد خیر استاد این که شما می گوئی نا صحیح است گفتند خیر مرغ یک پا دارد و من می گویم « گلابی کن » درست است! . این هم نوعی تفاخر در علم و دانائی و ماحصل کلام تعصٌب بی مایه.

در حالیکه شاعر به تمثیل می گوید : با اشک چشمانت گلی معدنی خوشبو شده که سابقاً مصرف زیبائی و داروئی داشت و گویا سر درد را تسکین می داده شاعر در شعر خود مصرف نموده . حتی بیاد دارم در کودکی گلی مشهور به « گل سر شوی » که رنگ سبز بسیار روشن داشت و چرب بود را خانم ها می خریدند با برگ گل سرخ خوشبو می سائیدند و به گرمابه می بردند در ظرفی آن را خیس می نمودند و مدتی که در گرمابه بودند آن مخلوط را ساعت ها بر سر نگاه می داشتند سپس موها را شستشو می دادند تا موی آنان بوی عطر گل بگیرد و مسن ترها هم برای رفع سر درد مقداری به پیشانی می کشیدند . شاعر این  «گل سر شوی معدنی مخلوط با برگ گل »را رافع و تسکین دهنده سر درد در سروده خود قرار داده ، اما آقای مشیری خبر و اطلاعی از کیفیت آن نمی دانست و واژه « گل آبی کن » را مصرانه « گلابی کن » می دانست. به هر روی تعصٌب بد است و بنیان کن از هر نوع و دسته ای که باشد .

لابد در جائی دیگر گِلی خوشبو را با گُلی خوشبو اشتباه می گیرند .!

حضرت سعدی شیراز هم می فرماید: گِلی خوشبوی در حمام روزی  / رسید از دست محبوبی به دستم / بدو گفتم که مشکی یا عبری / که از بوی دل آویز تو مستم / بگفتا من گِلی نا چیز بودم  /  ولیکن مدتی با گُل نشستم / کمال همنشین در من اثر کرد / وگر نه  من همان خاکم که هستم  -----

 

-------------------------------------------------------------- 

  اظهار نظرها: می توانید با آدرس های زیر نظرات خود را برای ما ارسال دارید .

payamnurp@yahoo.com

payamnur@hotmail.com

                                                              زندگی شما ، بازتاب کامل اعتقادات شماست.